تبلیغات
خوشنویسی - مقاله آداب شاگردی از استاد یوسفی
 
درباره وبلاگ


متولد1364
مدرس انجمن خوشنویسان شعبه اوز
مدرك فوق ممتاز انجمن خوشنویسان ایران
اساتید:استاد فتحعلی واشقانی-استاد شمس الدین جام گوهری-
استادعلیرضا تل جنگانی

مدیر وبلاگ : سیدمحمد هاشمی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خوشنویسی
خوشنویسی،..گمشده ی من...




مقاله آداب شاگردی

از استاد یوسفی

 

به ادامه مطلب مراجعه كنید

آداب شاگردی

برای شناخت هر تمدن، بررسی فرهنگ آن مهمترین و تعیین کننده ترین عامل است . کشف حقایق موجود درآثار به جای مانده از فرهنگ یک تمدن، ساختار آن تمدن و ارتباط بین اجزای  این ساختار را روشن می نماید .

فرهنگ یک ملت حاصل سال ها برخورد تفکرات و سلیقه های مختلف مردمان یک سرزمین  و چکیده ای از انتخاب بهترین عقاید و روش های تعامل و سلوک مردمان از اتفاق با هم زیستن است . انتخاب هایی که مجموعه ی آداب و رسوم را شکل می دهد .

عصر ما که عصر ارتباطات است به یقین عصر عجیب تلفیق فرهنگ هاست . در این عصر مردم لحظه به لحظه از آداب و رسوم دیگران مطلع می شوند و درحال تغییر و تحول اند . کشور ما هم از این قاعده مستثنا نیست و مردم مشغول طی کردن یک گذار فرهنگی هستند .

عصر تقابل اندیشه ی پیر و جوان . دغدغه ی جوانان چگونگی پیوند با فرهنگ های نو است و دغدغه ی پیران چگونگی حفظ و اشاعه ی فرهنگ سنتی و به اعتباری اصیل. فرهنگ یک ملت چیزی نیست که یک شبه به دست آمده باشد . با نگاهی گذرا به تاریخ پر نشیب و فراز کشورمان در می یابیم که  گذار فرهنگی با سرعت کمتر بارها اتفاق افتاده است اما با احتیاط و تدبر.

در طول تاریخ گذشته ی این مرز و بوم، مردم ما بارها عظمت حکومتی خود را از دست داده اند، اما با تکیه بر قدرت علمی و هوش و ذکاوتشان در سخت ترین شرایط تحولات را به سمت وسویی  ایرانی  پیش برده اند . به طور مثال در زمان حمله ی مغول به مرور ایرانیان آنچه را که از فرهنگ مغول به سمتشان می آید، در گستره ی عظیم فرهنگی خود، ذوب کرده و پالایش می دهند و به تولید آثاری شگرف نایل می گردند که باز هم ایرانی است و حتا تأثیر گذاری را به جایی می رسانند که حاکمان مغول را بدون جنگ حامی خود کرده فرهنگشان و حتا نامشان را عوض می کنند .

هم چنین است در زمان ورود اسلام . بدین مفهوم که اسلام را می پذیریم ولی در مورد فرهنگ عرب با تمام سخت گیری های حکومتی احتیاط وامساک خرج می دهیم ، به طور مثال خطوط عربی را دریافت می کنیم ، بررسی وحتا مدون می کنیم ( ابن مقله ) سپس نستعلیق را تولید می نماییم ! یا اینکه ساختار شعر عرب را دریافت می کنیم ، آنگاه  مضامین رفیع ادبی ، عرفانی وانسانی را در شعر حافظ رو می کنیم و به همین ترتیب در زبان ومعماری و... والبته پر واضح است که خلق چنین آثاری بی مانند ، بی ارتباط با آموزه ها ، روحیات وآمال ( فرهنگ ) و مسایل ژنتیک و موقعیت جغرافیایی نیست .

توجه به این نکته که در قدیم برای تغییر فرهنگی یک قوم جنگ ها صورت می گرفته و آدم هایی کشته می شدند ودر نهایت تنها تغییرکمی ایجاد می شده، ما رابه شگفت وا می دارد ؛ زیرا امروزه در عرض چند ساعت می بینیم که یک جوان مبتلا به تغییرات فرهنگی می شود.

در اوضاع  درهم  فرهنگی امروزکه تغییرات لحظه ای شده اند، آداب و رسوم آموزش هنری هم بی نصیب از تغییرات وگاه پیوندهای نامیمون نبوده است .در اینجا مهم ترین سوالی که می توان مطرح کرد این است که آیا آنچه ما از آداب وسلوک هنری داشته ایم، آنقدر نا کارآمد است که نیاز مند به پیدا کردن عجولانه ی عرصه های جدید و تغییر و تحول و نوشدن فرهنگمان هستیم ؟

به راستی چنین نیست . در حقیقت علت این همه سردرگمی نسل جدید عدم تکیه بر فرهنگ غنی خود و پذیرش بی قید و شرط فرهنگ وارداتی است؛ بدون آنکه لحظه ای به عقبه ی خود نگاه بیندازد و به پالایش آنچه می آید بپردازد.

با گسترش روز افزون وسایل ارتباط جمعی و تحول چاپ، جوانان مشتاق عرصه های هنری با مجموعه ی عظیمی از اسناد آموزشی روبرو شدند و هر کس به قدر فهم خود سهمی برد و رشد کرد .

گسترش فعالیت انجمن ها و آموزشگاه ها، سیل عظیمی از هنرجویان را جذب کرد وآموزش داد و تولید آثار هنری به شکل عجیبی افزایش پیدا کرد.

 اما با این همه ، تولید آثار ماندگار و قابل رقابت با گنجینه ی از پیش مانده بسیار کم است. غیر از عناصر تکنیکی ، جذابیت مرموزی در آثار کهن وجود دارد که در آثار معاصر یک  گمشده است . با این که در بعضی مواقع از لحاظ ابزار و تکنیک های اجرا فوق العاده مدرن و به روز شد ه ایم .

به راستی این گمشده چیست ودر کجا باید به دنبال آن بگردیم؟ چرا با این همه پیشرفت هنوز وقتی مقابل آثار هنرمندان بزرگ تاریخ ایران  مانند : بهزاد  و رضا عباسی  در نگارگری و میرعماد و میرزا غلامرضا در خوشنویسی و... قرار می گیریم ، احساسی عجیب  سرتا پای وجودمان را فرا می گیرد؟ و هر بار که آن را می بینیم باز هم بدیع و تأثیر گذارست؟!

در حقیقت عدم شناختِ فرهنگی که این آثار را تولید کرده، ما را با دنیای پر رمز و رازی روبرو می کند. شناخت این عالم فقط در گرو شناخت مسایل  تکنیکی  نیست ! فراموش کردن آداب آموزش کهن ایرانی و روی آوردن به روش های آموزشی امروزی  که بیشتر کنترل عرصه ی تجاری ست ، حذف آدابی را موجب شده و اشکالاتی به وجود آورده است؛ از کم شدن جذابیت و شأن آثار تا نحوه ی برخوردها و سیاست گذاری ها و در کل سلوک هنرمندان. ( کنترل عرصه تجاری به این مفهوم که ، جذب هنرجو برای دریافت شهریه بر مسایل دیگر تقدم پیدا کرد و شیوه های عرصه بازار را بی ملاحظه به عرصه آموزش وارد کرد )

تغییرات در آموزش رشته های هنری را از سه منظر می توان بررسی نمود  :

1- مدیریت آموزشی 2- مدرسان وروش های آموزشی 3- شکل جدید شاگردی

در مدیریت آموزشی توجه به افزایش آمارها و تاکید برگسترش عرصه تجاری ( جهت سرپا نگه داشتن مراکز ) سازمانهایی را بنا نهاد که الزاماً تعهدی به چگونه آموزش دیدن افراد نداشت و بیشتر به راهکارهایی برای جذب و عرضه هنرمندان جوان میل نشان داد .

در چنین بستری مدرسان هم دست بر روی کلاه خود گذاشتند و سعی در نگه داشتن جایگاه خود کردند حتی به قیمت تغییر شیوه های آموزش طوری که حتا دیده می شود که شاگردان برای مدرسشان تعیین تکلیف می کنند و مدرس هم می پذیرد .

و شاگردان رشته های هنری هم به تبع تحولات جهانی و سرعت در هر گونه آموزشی ، از این درگاه هم چنین توقعی پیدا کردند . 

 

چرا در قدیم مرسوم بوده که برای آموزش به یک شاگرد مراحل خاصی طی شود؟ ( گاهی تا چند دهه)

مثلاً شاگرد عطاری سال ها فقط باید به عنوان نظافتچی خدمت می کرده تا بعدها بتواند در پاک کردن گیاهان خشک همکاری کند و مدت ها (سال ها) طول می کشید تا اجازه ی ساخت دارو را پیدا کند ، استقلال و ارتباط با مشتری که بماند .

آیا منظور از این کار عدم پرورش رقیب یا بیگاری  کشیدن از افراد بوده است؟

اکنون با بررسی مجموعه ی عوامل ساختاری آن آداب و مقایسه با مراتب آموزش های زود گذر امروزی به خوبی می توان درک کرد که یقیناً مقصود بیگاری کشیدن وعدم پرورش رقیب نبوده است. بلکه امتحان و آزمودن افراد برای پیدا کردن طالب حقیقی آن حرفه یا هنر بوده است. استاد کاری که با تحمل سال ها رنج ومشقت، گنجینه ای از اطلاعات نقل شده از سینه ی استاد خود را در سینه داشت، حق داشته که برای انتقال آن شاگردان را بیازماید تا سینه ای طالب و پذیرای آن امانت  را بیابد.

کلاه خود را قاضی کنیم اگر خودمان چنین وضعی داشتیم آیا حاضر بودیم آنچه را که با هزینه کردن عمرمان  در یافته ایم ، به آسانی در اختیار شاگردی بی ادب ، نافرمان و یا مسئولیت ناپذیر قرار دهیم؟ این بود که مدت ها شاگرد مشغول یادگیریِ آداب و رسومی غیر ازآنچه به دنبالش آمده بود ، می شد ورفته رفته به پختگی می رسید وبه قدر اشتیاقش پیشرفت می کرد و نهایتاً کلید مخزن حقایق سینه ی استاد را دریافت می کرد که الحق گنجی گرانبها بود .

آموزش خوشنویسی و هنر های سنتی هم مستثنا از این قواعد نبوده اند. اسرار موجود در سینه ی استادان تا ظهور شوق طلب ، کسب ظرایف اخلاقی  ، تحمل مشقت های مشق و راهروی نعل به نعل، مکتوم می ماند. تاکه قبول افتد و که در نظر آید

 

جای خالی گمشده ی آثار امروزی را فقط تکنیک و ابزار پر نمی کند. چه می بینیم که گاه در بعضی آثار، این موارد به طرز شگفت انگیزی رشد یافته است. گمشده ی دور مانده از قطعات، آن است که می بایست در سینه ی افراد شعله فکند ، امّا نیست و اگر هم بوده ، ازسینه ها رخت بربسته است. معرفت درّ گرانیست .....

حاصل شوق طلب ، تحمل مشقات آموزش و رعایت آداب ادب(اولین سرمشق های خوشنویسی )، شکوفایی صفات پاک و رفیع معرفتی  در سینه هاست و طالب با تکیه بر سلامت وجود حرفی برای گفتن و دردی برای فریاد زدن پیدا می کند. واثری بر پایه ی شوق ، فهم ، کمال و پختگی با استفاده از ابزار و تکنیک ها تولید می شود.

امروز در دیاری که در گذار فرهنگی خود به سرعت مشغول برداشتن قید وبندهای آداب آموزش است ،  پرورش جوانانی مغرور ، جاه طلب ، مدعی و تولید آثاری خام ، بدون حال و جذابیت معنوی دور از ذهن نیست . وگاه جوانانی از همین دست که در ابعاد عمر بزرگ شده ومویی سپید کرده اند!  و به ندرت ، به کسانی برمی خوریم که توفیق داشته اند و راه خود را پیدا کنند .

شاگردی که با اولین سخت گیری استاد و شکسته شدن نفسش به یک باره از جا در میرود وطغیان می کند ، فرار را بر قرار ترجیح می دهد و حتا به خراب کردن شخصیت استادش می پردازد ( در حالی که هنوز از آثار استادش بهره می برد ) چگونه پیشرفت می کند؟! چه چیزی در سینه می پروراند که بعدها حاصلش را انتقال دهد ؟ گیرم به اتفاق و پیشآمد شکل خطش عوض شود و عوام فریبی کند و یا پشت نام بزرگی خود را پنهان کند .

شاگردی که به جای سؤال ، جواب آورده  و به جای نیاز، ناز آورده چه با خود می تواند ببرد ؟ در این درگاه رسم بوده ناز را به نیازمند و جواب را به سائل بدهند !

ما به هر وجه می توانیم نو شویم ولی ازفرهنگ اصیل مان که برپایه سلامت نفس سازمان یافته نباید فرار کنیم . عدم توجه به آداب وسلامت نفس و عدم رعایت اخلاق حسنه ، فرهنگی نو را برای ما به ارمغان می آورد به نام بی فرهنگی! که شاید در بازار مکاره روزگار جایی و پُستی و مقامی را در پی داشته باشد ، اما ازما انسانی می سازد که هیچ چیز برای ارائه به مردمان ، از حال تا ابد نخواهیم داشت .





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : مقاله آداب شاگردی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 شهریور 1390 :: نویسنده : سیدمحمد هاشمی
نظرات ()
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 01:39 ق.ظ

Fantastic content. Kudos.
buy viagra with paypal buying cheap viagra buying generic viagra online buy viagra without a prescription online is it legal to buy viagra online viagra online with a prescription viagra online prices buy viagra over the counter safest place to buy viagra buy viagra online with paypal
جمعه 17 فروردین 1397 05:41 ب.ظ

Amazing lots of excellent advice.
cialis great britain we recommend cialis info recommended site cialis kanada we recommend cialis best buy generic cialis levitra cialis mit grapefruitsaft get cheap cialis tadalafil generic we use it 50 mg cialis dose cialis pills boards
جمعه 3 فروردین 1397 01:05 ب.ظ

Cheers! I value it.
how to buy cialis online usa cialis generique generico cialis mexico cialis professional yohimbe cialis generico dosagem ideal cialis cialis online holland cialis 5 mg buying cialis on internet cialis online
یکشنبه 27 اسفند 1396 08:26 ب.ظ

Wow all kinds of terrific material.
acheter cialis kamagra generic cialis at the pharmacy only now cialis for sale in us cialis cipla best buy non 5 mg cialis generici cialis farmacias guadalajara tarif cialis france cialis online cialis diario compra cialis flussig
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:13 ب.ظ
With havin so much written content do you ever run into any issues of plagorism or copyright violation? My website has a lot of exclusive
content I've either written myself or outsourced but it
seems a lot of it is popping it up all over the internet without my authorization. Do you know
any methods to help stop content from being ripped off?
I'd genuinely appreciate it.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:54 ق.ظ
Hello! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be ok.
I'm undoubtedly enjoying your blog and look forward to new updates.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر