تبلیغات
خوشنویسی - بر مزار میر ....(تیر1390)
 
درباره وبلاگ


متولد1364
مدرس انجمن خوشنویسان شعبه اوز
مدرك فوق ممتاز انجمن خوشنویسان ایران
اساتید:استاد فتحعلی واشقانی-استاد شمس الدین جام گوهری-
استادعلیرضا تل جنگانی

مدیر وبلاگ : سیدمحمد هاشمی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خوشنویسی
خوشنویسی،..گمشده ی من...




بر مزار میر ....(تیر1390)

وارد میدان نقش جهان اصفهان که میشوی و از مسجد شیخ لطف الله به سمت بازار قیصریه که حرکت میکنی ، به خیابانی برمی خوری که از میدان منشعب شده و به سمت شرق کشیده شده است ،به موازات همین خیابان و در جهت شمال آن کوچه ای است به نام کوچه ی میرعماد با در و دیدار گلی و مغازه هایی که انگار قصد ندارند رخت تجدد بر قامت سنت بپوشند .از این همه تفاوت متعجب میشوی  ،داخل میدان همه نقش و نگار ، طرح و رنگ و اینجا دیوارها در حسرت دستی که پی نقشی برود.

پرس و جو میکنی که نکند راه را اشتباه آمده باشی و به بیراهه بروی  ، سوال میکنی ، میگویند کوچه ی میرعماد ، نه ، درست است ، تا میشنوی (میرعماد) قلبت تندتر میزند ، اصلا انگار میان اینهمه هیاهو صدای زدن قلبت را میشنوی ، چه عجله ای دارند پاهایت برای رسیدن ، دلت طاقت ندارد ، چند بار دیگر هم از رهگذران نشانی هایی که داری میپرسی.آقا ببخشید؟ تکیه ظلمات همین جاست ؟ همانجا که مرحوم میرعماد دفن شده ؟ (یک مسجد ته همین کوچه هست اما خبر ندارم آن کسی که گفتی ، اسمش چی بود؟ (میرعماد، مرحوم میرعماد آقا!خوشنویس بزرگ دوره صفویه)آره همون! نمیدانم آنجا دفن باشد یا نه)

از میدان تا تکیه ظلمات ، پیاده پنج دقیقه هم راه نیست اما انگار زمان برایت کند شده ، ناخودآگاه میروی به زمان حیات میر ،به درو دیوار که نگاه میکنی ، به کوچه که نظر می اندازی در تصورت اوباشی را میبینی که مرحوم میر را دوره کرده و قصد جانش را دارند.چند دقیقه بعد اما تصوراتت آزارت میدهد ، بدن تکه تکه شده میر وسط کوچه ، چند صد متری کاخ شاه.

به مسجد میرسی ، تکیه ظلمات ، همان جایی که کتیبه های دور محرابش به خط مرحوم علیرضا عباسی است،در بسته است ، مقرنس های ورودی مسجد تو را به نام صدا میزنند اما میان تو و مسجد حصاری آهنی قد کشیده ، زمان مناسبی برای زیارت میر انتخاب نکردی ، اینجا باید صبر کنی تا هنگام نمازهای یومیه به قاعده ی یک نماز جماعت از پشت در بسته هر چه میخواهی به مرحوم میر بگویی.

بگذریم ! یک آن دلت میگیرد ، آخر آمده بودی غبار دل بشویی و حرف دل بگویی ، مقبره اش را که میبینی ، غریبی و بی توجهی را که به چشم مشاهده میکنی ، خودت و خواسته ات یادت میرود.

دلت میگیرد وقتی آجرهایی را می بینی که لای ضریح چوبی گذاشته اند تا جای خالی چوبهای افتاده را پر کنند ،انتظار نداری مقبره ی قله ی خط نستعلیق را اینگونه ببینی ، اما انگار بزرگ مردان این سرزمین در حیاتشان مغضوب و در مماتشان مظلومند.

 

ز بس کز آشنایان زخم خوردم / زند گر حلقه گردم اژدهایی

نیاید بر دل من سخت تر زآن / که کوبد حلقه بر در آشنایی

منبع:http://artworkshop.blogfa.com





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : بر مزار میر ....(تیر1390)،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 مهر 1390 :: نویسنده : سیدمحمد هاشمی
نظرات ()
چهارشنبه 14 دی 1390 10:52 ب.ظ
سلام
اثار توضیحی در مورد سیاه مشق و قاله باز نشد لطفا چک کنین
چهارشنبه 13 مهر 1390 07:18 ب.ظ
مرحوم امیرالکتاب و عماد الکتاب وقتی میخواستند خطی رابه نهایت خوبی تعریف کنند میفرمودند که مثل میر نوشته است.(تعلیم الخط استاد فضائلی ص478)
دلم گرفت،مزار ایشان را ندیده بودم.اما...
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/الا شهید عشق به تیر از کمان دوست

زحمت کشیدید.
سه شنبه 12 مهر 1390 02:54 ب.ظ

واقعا قشنگ بود استاد...
مخصوصا این تکه اش:
انگار بزرگ مردان این سرزمین در حیاتشان مغضوب و در مماتشان مظلومند...
جمعه 8 مهر 1390 10:51 ق.ظ
موفق باشید آقای هاشمی
سیدمحمد هاشمیمرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر